ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

266

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

ناگاه محمد سوار شد و به او حمله كرد او را گرفت و ببغداد فرستاد هر چه داشت هم ربود . او را نزد پدر خود جعفر بازداشت . پس از آن محمد سوى واسط لشكر كشيد . محمد فرزند ديگرش هارون را از « دير العاقول » به محل نيل ( غير از نيل مصر كه در جزيره ميان دو رود دجله و فرات واقع شده و مترجم آن را ديده ) فرستاد . در آنجا نائب حسن بود كه هارون او را منهزم و تا كوفه دنبال كرد گريختگان از كوفه نزد حسن بن سهل بواسط رفتند هارون كه نيل را گرفته بود نزد پدر خود باز گشت . محمد باتفاق فرزند هارون سوى واسط كه حسن در آنجا بود لشكر كشيدند و در پشت شهر لشكر زدند . فضل بن ربيع تا آن زمان پنهان شده بود چنان كه پيش از اين نوشته بوديم چون ديد كار محمد بالا گرفته از او امان خواست به او امان داد و او ظاهر شد . محمد به قصد حسن با لشكرى آراسته بجنگ پرداخت . حسن سالاران و فرماندهان خود را با لشكر بمقابله او فرستاد : جنگى سخت رخ داد سپاه محمد شكست خورده گريخت خود محمد پايدارى كرد و مجروح شد . اتباع او با وضعى شرم آور گريختند و بسيارى از آنها كشته و هر چه داشتند ربوده شد . اين واقعه در بيست و سيم ماه ربيع الاول رخ داد . محمد در محل « فم الصلح » اقامت كرد . حسن هم او را دنبال كرد بقيه اتباع محمد گريختند و در محل « مبارك » اقامت كردند . باز حسن به آنها رسيد و نبرد كرد باز منهزم شدند تا به محل « جبل » رسيدند و در آنجا ماندند . محمد فرزند خود عيسى را به محل « عربايا » فرستاد او در آنجا اقامت كرد . محمد خود در محل « جرجرايا » ماند . در آنجا زخم او دردناك شد و فرزندش ابو زنبيل او را ببغداد فرستاد در بيست و چهارم ماه ربيع الاخر در گذشت و در خانه خود در خفا دفن شد . ابو زنبيل نزد خزيمة بن خازم رفت و واقعه را خبر داد . خزيمه هم بمردم خبر داد و نامه عيسى بن محمد را خواند كه او درخواست كرده بود جاى پدر خود